تارگت کاست

10 / 10
از 1 کاربر

پيشينه تارگت كاست

در دل يك تجارت مفاهيم و پارامتر هايي نهفته است كه شامل جلب رضايت مشتريان با توليد كالاهاي مرغوب و ارائه سرويس به موقع , بدست آوردن درصد بالايي از سهم بازار , ايجاد فضاي مناسب براي كارمندان و در نهايت موفقيت مالي و…  مي باشد.

داشتن موفقيت مالي در هر تجارتي نيازمند رشد اقتصادي است به گونه اي كه در درجه اول قيمت كالا يا سرويس مورد نظر از هزينه ها بيشتر باشد و همچنين زمينه را براي سرمايه گذاري هاي بيشتر و افزايش رضايت سهامداران را به دنبال داشته باشد.

در شرايطي كه تقاضا بيشتر از عرضه و يا تعداد رقبا معدود باشد اين امكان فراهم است كه قيمتي را براي محصول در نظر گرفت كه سود قابل توجهي نيز داشته باشد. ولي در دنياي امروز, تجارت با توجه به افزايش رقبا و بودن عرضه بيش از تقاضا متاثر از قيمت ها مي باشد. شركت ها به منظور نفوذ در بازار و بدست آوردن حاشيه سود مناسب بايد بتوانند هزينه هاي خود را كنترل كنند.براي بدست آوردن اين اهداف تارگت كاست رشد و تكامل يافته است.

پس از جنگ جهاني دوم بسياري از شركت هاي آمريكايي به علت افزايش جمعيت و تقاضا و همچنين باز ماندن شركت هاي اروپايي به علت خرابي هاي ايجاد شده ناشي از جنگ به شدت رشد كردند. افزايش هر روزه تقاضا و همچنين محدود بودن رقبا به اين شركت ها شانش داشتن سود مناسب و يا حتي افزايش قيمت ها براي جبران هزينه ها را مي داد. متاسفانه هنگامي كه هزينه ها بر اساس قيمت باشد نمي توان يك مديريت هزينه اي قوي را ايجاد كرد چرا كه در اين شرايط رقبا به راحتي مي توانند در بازار وارد شوند مگر آنكه موانع جدي سد راه شود مانند سطح سرمايه گذاري بالا , تكنولوژي قوي , رهبران قدرتمند. بسياري از شركت هاي جديد تاسيس دريافتند براي وارد شدن در بازار و مطرح شدن در سطح جهاني بايد از توليد كنندگان ژاپني الگو بردارند. آنها براي نفوذ بايستي بتوانند يا محصول بهتري را ارئه كنند و يا قيمت پايين تري را براي محصول در نظر گيرند. اگر شركت ها بخواهند حاشيه سود رو به رشدي را داشته باشند كه سرمايه اوليه را بازگرداند بايد در فضاي رقابتي قرار بگيرند.در نتيجه شركت هاي پيشرو ژاپني مانند تويوتا و نيسان از شيوه تارگت كاست استفاده كردند.

تعدادي از شركت هاي آمريكاي شمالي مانند فورد و كريسلر براي ماندن در بازار جهاني و رقابت با شركت هاي ژاپني از روش و رويكرد هاي ژاپني ها استفاده كردند.

نمونه اي از رويكرد شركت ژاپني :

 

طي سال هايي در دهه 1990 شركت تويوتا در ايالات متحده آمريكا سمينارهايي را جهت ارائه رويكرد خود برگزار مي كرده است كه شركت هاي رقيب با بهره گيري از اين تكنيك ها به درجات مختلفي از عملكرد رسيدند. كه در ادامه به تشريح ديدگاه اين شركت بزرگ مي پردازيم.

 شركت تويوتا همواره معتقد است همراستا بودن عقايد مديران و كارمندان از فاكتور هاي اساسي و مهم در پيشبرد اهداف شركت است. همچنين اين شركت همواره از مديران ارشد موفق براي ايجاد انگيزه در بين كارمندان استفاده كرده و استراتژي خود را از سهم بازار بيشتر , به سود بيشتر تغيير داده است. مديران ارشد اين سازمان به خوبي مفهوم تارگت كاست را در بين كارمندان خود جا انداخته و منابع لازم براي رسيدن به اهداف آن را مهيا كرده اند. در ادامه به بررسي برخي ويژگي هاي تيم تويوتا مي پردازيم.

 

   جهت گيري تيمي :

يكي از فاكتورهاي حياتي در موفقيت تيم جهت گيري تيمي مي باشد. البته اين نوع رويكرد در كشور ژاپن طريقه زندگي آنها نيزمي باشد. در كشور ژاپن فعاليت هاي گروهي از ارزش بيشتري نسبت به فعاليت هاي فردي برخوردار است. آنها عميقا به اين باور رسيده اند كه مشكلات از طريق فرديت حل نمي شود بلكه بايد گروهي حل شود.

عقيده ديگري كه در پيكره سازمان و خانواده هاي ژاپني ريشه دارد اين است كه تصميم ها از ميان گروه ها رشدكند. اگرچه نهايتا سرپرست گروه تصميم نهايي را مي گيرد اما پروسه تصميم گيري طوري مي باشد كه اعضاي گروه آن را با جان و دل قبول مي كنند.

حس تعهد به كار :

براي درك بهتر تجارت ژاپني, درك نگرش كارمندان نسبت به كارشان از مهم ترين وقايع است. حس وظيفه شناسي در ژاپني ها به گونه اي مي باشد كه حدود 80 %‌آنها معتقدند كار حتي از خانواده هم مهم تر است.اين حس در ژاپني ها اينطور اثبات مي شود كه آنها ساعت هاي زيادي را به كار ( با تعطيلات كوتاه) اختصاص مي دهند.

 

اعتماد متقابل :

يكي از عناصر مهم در هر سازماني اعتماد متقابل بين مديران و كارمندان و همچنين تامين كننده ها مي باشد.روابط بين مدير و كارمند بايد صريح باشد.اگر حس اعتماد در پيكره يك سازمان نهادينه نشود كارمندان زندگي , زمان و وفاداري خود را صرف نمي كنند.

مديريت حسابداري:

از مديران حسابداري در سازمان ها فقط انتظار نمي رود كه اطلاعات دقيق حساب ها را ايجاد و رسيدگي كنند بلكه آنها بايد كارمندان را وادار به داشتن ديدگاه استراتژيكي كنند. حسابداري ژاپني با حسابداري غربي متفاوت است. آنها پيوسته در پي ايجاد كاهش هزينه در فرآيند هاي خود هستند.

آموزش :

شركت هاي ژاپني پيوسته در تلاش آموزش هاي گسترده و دادن جهت گيري به كارمندان خود هستند. ايجاد تفكر يكپارچه, داشتن دانش نسبت به ساير بخش ها در صورتي ممكن است كه آموزش جامع به كارمندان داده شود.

پايگاه داده و شبكه :

از مهم ترين پيشرفت هاي شركت هاي ژاپني داشتن پايگاه داده هاي قوي در ارتباط با مواد اوليه , پروسه هاي ساخت مي باشد. اين شركت ها در زمينه قيمت گذاري و كنترل هزينه ها بسيار قوي مي باشند.

    

 

ارسال نظر

طراحی سایت : تشکر
4 1
عالی بود http://www.webwe.ir/
م فر : تشکر
6 1
با تشکر از شما مقاله کاربردی و مفیدی بود
عنوان نظر :
نام شما :
ایمیل :